هتل های مشهد
بستن اطلاعیه
مهمان عزیز؛ سلام.
برای دریافت جدیدترین مطالب (طنز،سرگرمی و ...) به کانال پرشین بکس در تلگرام بپیوندید
لینک : @persianbax

جنایت های هولناک مرد معتاد

  1. P@rtiz@n ريزه ميزه تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏3 اکتبر 2011
    ارسال ها:
    2,486
    پسندیده شده:
    8,629
    امتیاز دستاورد:
    183
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]

    جنایت  تکان  دهنده مرد شیشه ای
    مرد شیشه ای در جنایتی هولناک پس از قتل پدرش و قطع پای همسرش، پسر ۴ ساله اش را نیز با ۱۴ ضربه کارد از پا درآورد.
    حدود ساعت ۸ صبح دوشنبه ساکنان خانه ای در حوالی خیابان قزوین تهران مرد همسایه – سعید ۴۱ ساله – را دیدند که با سر و وضعی آشفته و لباس های خون آلود با عجله از خانه بیرون دوید. آنها با شنیدن صدای گریه های دو کودک خردسال سعید، راهی خانه شده و در ناباوری با پیکر نیمه جان و خونین سمیه – همسر ۳۵ ساله – او روبه رو شدند که پای چپش از مچ قطع شده بود. پسر ۴ ساله اش – پوریا – و دختر ۶ ماهه اش – پریا – نیز بشدت گریه و بی تابی می کردند. همسایه ها بلافاصله با پلیس و اورژانس تماس گرفتند. دقایقی بعد نیز امدادگران زن مجروح را به بیمارستان منتقل کردند. دو کودک زن مجروح به یکی از همسایه ها سپرده شده بودند که مأموران دریافتند پدربزرگ بچه ها نزدیکی خانه آنها زندگی می کند. بنابراین پوریا و پریا را از زن همسایه تحویل گرفته و آنها را به پدربزرگشان سپردند. در حالی که ردیابی ها برای دستگیری سعید ادامه داشت حدود ساعت ۲ بعدازظهر همسایه های خانه سعید با شنیدن صدای ناله های پسربچه دریافتند مرد شیشه ای مخفیانه همراه پسرش به خانه برگشته و پسر کوچولو را هدف ضربه های کارد قرار داده است. بنابراین پسر جوان همسایه با کمک دوستش بی معطلی پس از شکستن شیشه ها و در آپارتمان وارد خانه شدند اما سعید با قمه و کارد به آنها حمله کرد که همان موقع یکی از پسرها با چوب دستی چند ضربه به سعید زد. دیگری هم پوریا که هدف ۱۴ ضربه کارد قرار گرفته بود را در آغوش کشید تا او را به بیمارستان برساند. اما سعید با ضربه های کارد وی را نیز مجروح کرد که سرانجام با کمک همسایه ها و حضور مأموران پلیس دستگیر شد. پس از انتقال پوریا به بیمارستان تلاش پزشکان برای نجاتش آغاز شد اما وضعیت وی وخیم اعلام شده است.


    اعلام خبر قتل پدر

    در حالی که تحقیقات در این پرونده ادامه داشت حدود ساعت ۶ بعدازظهر مرد میانسالی با مأموران کلانتری محل تماس گرفت و از قتل هولناک همسایه ۷۵ ساله اش در خانه خبر داد.
    دقایقی بعد مأموران پس از حضور در خانه مورد نظر با جسد خونین ابوالحسن – پدر سعید – روبه رو شدند. دختر ۶ ماهه سعید نیز کنار جسد پدربزرگ گریه می کرد.
    مرد جوانی که خود را پسر مقتول و برادر سعید معرفی می کرد به مأموران گفت: «ظهر امروز خاله ام از شهرستان تماس گرفت و گفت: ساعتی قبل سعید با تلفن همراه به خانه آنها تلفن زده و گفته بود همسرش را با قمه مجروح کرده و پدرش را نیز کشته است. الآن هم با پسرش پوریا در یک مسجد نشسته و می خواهد پوریا را هم بکشد!» اما من که سرکار بودم موضوع را خیلی جدی نگرفتم تا اینکه بعدازظهر وقتی به خانه سعید رفتم و متوجه مجروح شدن سمیه و پوریا شدم بلافاصله خودم را به خانه پدرم رساندم که متأسفانه با صحنه جنایت هولناک روبه رو شدم!
    با اعلام خبر جنایت به محمد شهریاری – بازپرس کشیک ویژه قتل – تیم ویژه جنایی راهی محل حادثه شدند.
    کارآگاهان در تحقیقات مقدماتی دریافتند سعید معتاد به ماده مخدر شیشه بوده و بر اثر توهمات ناشی از مصرف مواد مخدر صنعتی مرتکب جنایت شده است.
    ساعتی بعد در حالی که تحقیقات ادامه داشت دختر ۱۵ ساله ای خود را به بازپرس شهریاری رساند و گفت: «من هم دختر سعید هستم. مادرم چند سال قبل از پدرم طلاق گرفت و به امریکا رفت و من مجبور شدم نزد پدر بمانم. اما حدود ۶ ماه قبل وقتی پدرم می خواست مرا مورد آزار و اذیت قرار دهد به ناچار فرار کردم و حالا سرگردان خانه های مردم و خیابان ها هستم. دقایقی قبل نیز از طریق همسایه  ها در جریان موضوع قرار گرفتم.»
    بازجویی از جنایتکار شیشه ای
    مرد جنایتکار که صبح دیروز برای بازجویی  به شعبه اول بازپرسی دادسرای جنایی تهران منتقل شده بود بدون ابراز ناراحتی از قتل پدر و مجروح کردن همسر و پسر خردسالش گفت: به هیچ عنوان پشیمان نیستم. چرا که روح شیطان در آنها نفوذ کرده بود پس باید کشته می شدند. پدرم را کشتم اما انگار شیطان وجود همسر و پسرم از من قوی تر بودند که نمردند!
    وی در حالی که منکر توهماتش بود گفت: «از سه سال قبل که مادرم مرد شیطان به خانواده ما نفوذ کرد. همسرم گمراه شده بود شیطان در روح پوریا لانه کرده بود پس باید هر سه کشته می شدند. به همین خاطر صبح زود سمیه را زدم و به خانه پدرم رفتم. حدود ساعت ۱۱ صبح او را هم کشتم، پریا را همانجا گذاشتم اما پوریا را با خود بردم و بعد از ظهر او را به خانه خودم برگرداندم. می خواستم پسرم را بکشم، که همسایه ها سر رسیدند. مرد شیشه ای ادامه داد: قبل از این آشپز بودم تا اینکه پس از بیکاری با موتوسیکلت کار می کردم. خواهرم پزشک است و برادرم هم کارمند است اما با آنها هیچ ارتباطی نداریم.»
    بازپرس پرونده پس از شنیدن اظهارات تکاندهنده متهم وی را برای تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار داد.


    گفت وگو با همسایه
    عالم خانم زن سالخورده ای که از ۴۰ سال قبل در کوچه محل جنایت زندگی می کند و پسرش نیز پوریا کوچولو را نجات داده به خبرنگار ما گفت: «سعید و زن و بچه هایش از حدود ۸ ماه قبل به این خانه نقل مکان کرده و مستأجر طبقه اول شدند. صاحبخانه آنها یک زوج سالخورده بسیار محترم هستند. همسر سعید نیز زن بسیار مهربان و آرامی است. مادرش مرده و ناپدری  و برادرانش هم در شهرستان زندگی می کنند. او اینجا کسی را نداشت. در این مدت هم هیچ بدی از او ندیدیم. صبح دوشنبه وقتی صدای گریه بچه ها را شنیدیم با عجله خود را به خانه آنها رساندم. بیچاره سمیه با پای مجروح روی زمین افتاده بود. بلافاصله بچه ها را به خانه خودم بردم و از همسایه ها خواستم با پلیس و اورژانس تماس بگیرند. اما یک ساعت بعد مأموران کلانتری سراغ بچه ها آمدند و گفتند باید آنها را به پدربزرگشان تحویل دهیم. اگر می دانستم سعید بعد از زدن همسرش در خانه پدرش مخفی شده اجازه نمی دادم بچه ها را از خانه ام ببرند. می خواستم بچه ها را بخوابانم که مأموران آمدند و هر دو را بردند. در این مدت پسرم محمد مراقب بود تا اگر سعید برگشت او را دستگیر کنند.
    حدود ساعت ۲ بعدازظهر بود که با صدای فریاد دختر و پسر صاحبخانه آنها فهمیدیم سعید به خانه برگشته و با چاقو به جان پوریا افتاده است. پسرم با عجله به خانه آنها رفت اما افسوس که خیلی دیر شده بود.»


     
  2. Sir $@|eh بابابزرگ تالار:دی

    تاریخ عضویت:
    ‏8 آگوست 2011
    ارسال ها:
    1,777
    پسندیده شده:
    843
    امتیاز دستاورد:
    68
    جنسیت:
    مرد
    معلممون یه حرف قشنگی زد که به نظر من درسته(یه مدت خودش در باره اعتیاد تخقیق می کرد و خلاصه تجربه خوبی در این جور چیزا داره)
    گفت :
    <معتادا رو اگه اعدامی هم بکنن بازم کافی نیست
    نه بخاطر خودشون.قبول دارم که معتادا مجرم نیستن و بیمارن
    بخاطر بلاهایی که خانوادشون تحمل میکنن اهدام هم براشون کافی نیست>
     
  3. P@rtiz@n ريزه ميزه تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏3 اکتبر 2011
    ارسال ها:
    2,486
    پسندیده شده:
    8,629
    امتیاز دستاورد:
    183
    جنسیت:
    مرد
    راست گفته
     
بارگذاری...
دیگر موضوعات مشابه - جنایت های هولناک
  1. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    196
  2. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    122
  3. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    36
  4. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    176
  5. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    225
  6. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    174
  7. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    281
  8. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    30
  9. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    117
  10. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    88
  11. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    80
  12. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    72
  13. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    114
  14. پاسخ ها:
    12
    نمایش ها:
    192
  15. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    145