هتل های مشهد
بستن اطلاعیه
مهمان عزیز؛ سلام.
برای دریافت جدیدترین مطالب (طنز،سرگرمی و ...) به کانال پرشین بکس در تلگرام بپیوندید
لینک : @persianbax

جوک و اس ام اس خنده دار جدید بهمن

شروع موضوع توسط M.Bagheri , ‏30 ژانویه 2012 در انجمن اس ام اس طنز

  1. M.Bagheri

    M.Bagheri مدیر کل تالار مدیریت کل تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏8 آگوست 2011
    ارسال ها:
    21,408
    پسندیده شده:
    50,479
    امتیاز دستاورد:
    233
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    IRAN
    پیشنهاد :​
    دختر خانومها جهت جلوگیری از ترشیدگی ، از این به بعد​
    به نیت یکی بودن خدا ۱ دونه سکه مهر کنین !​
    .​
    .​
    .​
    ۷ ﺑﺎﺭ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻫﻢ بگو “ﭼﺴﺐ , ﭼﯿﭙﺲ , ﺳﺲ؟”​
    حالا سوتی هایی که دادی رو بفرست حال کنیم !​
    .​
    .​
    .​
    راز چیست ؟​
    چیزیه که شما به همه میگید که به هیچ کسی نگن !​
    .​
    .​
    .​
    نصیحت حیف نون:​
    تا زنده ای، زندگی کن​
    هر وقت مرگ اومد سراغت، اون وقت بمیر!​
    .​
    .​
    .​
    “همونجاهاست” چیست ؟​
    سر راست ترین آدرسِ مامان ها ، وقتی چیزیو پیدا نمیکنی !​
    .​
    .​
    .​
    طریقه سپری شدن روزهای هفته:​
    شنبـــــــــــــــــــــــــــــــــ…..ـــــــــــــــــــــــــــه​
    یکـــشنبـــــــــــــــــــــــــــ…..ـــــــــــــــــــــــــــه​
    دوشنبــــــــــــــــــــــــــــــ…..ـــــــــــــــــــــــــــه​
    ســه شنبــــــــــــــــــــــــــ…..ـــــــــــــــــــــــــــه​
    چهارشنبـــــــــــــــــــــــــــ…..ـــــــــــــــــــــــــــه​
    پنجشنبه.جمعه !​
    .​
    .​
    .​
    جدیدترین کشفیات دانشمندان :​
    “دخترها از آنچه در زمستان میبینید لاغرترند” !​
    .​
    .​
    .​
    بعضـی از آدم ها شبیه سوراخ های اول کمربنـدن​
    همیشه هستن اما هیچ وقت به کارت نمیان !​
    .​
    .​
    .​
    حدیث عضنفری :​
    هرکس به والدین خود احترام بگذارد مثل این است که به پدر و مادر خود احترام گذاشته !​
    .​
    .​
    .​
    اکبر بینی بزرگی داشت و خیلی مهربان بود و باهوش و سختکوش​
    خوش برخورد و با جنبه و مؤدب و خوش لباس و متین و فروتن و خوش صحبت​
    و باشخصیت و تمیز و مرتب. بچه های محل صداش می کردند اکبر دماغ !​
    .​
    .​
    .​
    یادم آید روز دیرین، خوب وشیرین، اول ترم، وقت بسیار، درس اندک…​
    اما اینک روز آخر، روز تلخ امتحانات، آخر ترم، وقت اندک​
    درس بسیار، درس بسیار، درس بسیار !​
    .​
    .​
    .​
    به حیف نون میگن خاطره از کودکی داری ؟​
    میگه آره :​
    تا شش سالگی فکر می کردم اسمم دست نزنه !​
    تازه یه داداش کوچکتر داشتم اسمش بتمرگ بود !​
    .​
    .​
    .​
    اینقد فحش به عمه ندین ، اون دنیا باید جواب پس بدین​
    اصلا حدیث هم داریم که “عمه یتسائلون” یعنی در مورد عمه ها سوال میشه !​
    .​
    .​
    .​
    پشت یه ماشین نوشته بود:​
    “به هرکی که دل بستم فرداش بهم گفت شارژ داری واسم بفرستی!!”​
    .​
    .​
    .​
    طبق آخرین نظر سنجی ها​
    یکی از مهیج ترین تفریحاتِ آقایون​
    تماشای پارکِ دوبل بانوان است !​
    .​
    .​
    .​
    لذتی که در دستشویی کردن با در باز هست تو هیچ چیز دیگری نیست​
    تبصره:​
    ایستاده جیش کردن در روی برف تکون تکون دادن​
    به صورت گلاب پاش و تماشای بخاز متصاعد شده در رتبه دوم قرار داره !​
    .​
    .​
    .​
    هر دو لذت بخشن:​
    دونفرى خوابیدن رو تخت یه نفرى!​
    یه نفرى خوابیدن رو تخت دونفرى!​
    .​
    .​
    .​
    دقت کردین​
    لب آدم هیچ وقت تبخال نمیزنه مگه این که ۲۴ ساعت بعدش​
    عروسی یا مهمونی دعوت باشی…!​
    .​
    .​
    .​
    زندگی متأهلی یعنی​
    به همسرت مسیج بدی: ای عشق، خداوند نگه دار تو باشد​
    اونوقت جواب بگیری:​
    یه بسته قارچ، آب لیمو، مرغ ، نون !​
    .​
    .​
    .​
    دختری به دوستش: فکر کنم دوست پسرم داره بهم خیانت می کنه!​
    دوستش: از کجا فهمیدی؟​
    دختر: آخه دیشب پرسیدم کجا بودی ، گفت با دوستم امیر بودم…​
    دوستش: خوب الان مشکل چیه؟​
    دختر: خوب لامصّب دروغ میگه ، دیروز امیر تمام مدت با من بود!​
    .​
    .​
    .​
    شوهر مریم چند ماه بود که در بیمارستان بسترى بود. بیشتر وقت ها در کما بود و گاهى چشمانش را باز مى کرد و کمى هوشیار مى شد. امّا در تمام این مدّت، مریم هر روز در کنار بسترش بود.یک روز که او دوباره هوشیاریش را به دست آورد از مریم خواست که نزدیک تر بیاید. مریم صندلیش را به تخت چسباند و گوشش را نزدیک دهان شوهرش برد تا صداى او را بشنود. … شوهر مریم که صدایش بسیار ضعیف بود در حالى که اشک در چشمانش حلقه زده بود به آهستگى گفت: «تو در تمام لحظات بد زندگى در کنارم بوده اى. وقتى که از کارم اخراج شدم تو کنار من نشسته بودى. وقتى که کسب و کارم را از دست دادم تو در کنارم بودى. وقتى خانه مان را از دست دادیم، باز هم تو پیشم بودى. الان هم که سلامتیم به خطر افتاده باز تو همیشه در کنارم هستى. و مى دونى چى می خوام بگم؟» مریم در حالى که لبخندى بر لب داشت گفت: «چى مى خواى بگى عزیزم؟»
    شوهر مریم گفت: «فکر مى کنم وجود تو براى من بدشانسى میاره!»
     
    SaHMi، ARMIN002، A.Shadow و 3 نفر دیگر این ارسال را پسندیده اند
بارگذاری...
دیگر موضوعات مشابه - جوک خنده دار
  1. M.Bagheri
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    252
  2. M.Bagheri
    پاسخ ها:
    1
    نمایش ها:
    196
  3. M.Bagheri
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    193
  4. M.Bagheri
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    302
  5. M.Bagheri
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    241
  6. M.Bagheri
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    295
  7. M.Bagheri
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    256
  8. M.Bagheri
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    284
  9. M.Bagheri
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    268
  10. M.Bagheri
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    265
  11. M.Bagheri
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    273
  12. M.Bagheri
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    311
  13. M.Bagheri
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    277
  14. M.Bagheri
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    593
  15. M.Bagheri
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    489