هتل های مشهد
بستن اطلاعیه
مهمان عزیز؛ سلام.
برای دریافت جدیدترین مطالب (طنز،سرگرمی و ...) به کانال پرشین بکس در تلگرام بپیوندید
لینک : @persianbax

حاضر جوابی ها

  1. A.Shadow مدیر کل تالار مدیریت کل تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏8 آگوست 2011
    ارسال ها:
    4,593
    پسندیده شده:
    47,669
    امتیاز دستاورد:
    183
    می گویند: “مریلین مونرو ” یک وقتی نامه ای به ” البرت اینشتین ” نوشت:
    فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه هایمان به زیبایی من و هوش و نبوغ تو. . . چه محشری می شوند!
    آقای “اینشتین”در جواب نوشت:
    ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانوم.
    واقعا هم که چه غوغایی می شود!
    ولی این یک روی سکه است، فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می شود!
    .
    .

    روزی در یک میهمانی مرد خیلی چاقی سراغ برنارد شاو که بسیار لاغر بود رفت وگفت:
    آقای شاو! وقتی من شما را می بینم فکر می کنم در اروپا قحطی افتاده است
    برنارد شاو هم سریع جواب میدهد:
    بله! من هم هر وقت شما را می بینم فکر می کنم عامل این قحطی شما هستید!
    .
    .
    .
    روزی نویسنده جوانی از جرج برنارد شاو پرسید:
    «شما برای چی می نویسید استاد؟ »
    برنارد شاو جواب داد:
    «برای یک لقمه نان»
    نویسنده جوان برآشفت که:
    «متاسفم! برخلاف شما من برای فرهنگ مینویسم! »
    وبرنارد شاو گفت:
    «عیبی نداره پسرم هر کدام از ما برای چیزی مینویسیم که نداریم! »
    .
    .
    .

    یه روز چرچیل در مجلس عوام سخنرانی داشت.
    یه تاکسی می گیره، وقتی به محل می رسن، به راننده میگه
    اینجا منتظر باش تا من برگردم.
    راننده میگه
    نمیشه، چون میخوام برم خونه و سخنرانی چرچیل را گوش کنم.
    چرچیل از این حرف خوشش میاد وبه راننده ۱۰ دلارمیده.
    راننده میگه:
    گور بابای چرچیل، هر وقت خواستی برگرد!
    .
    .
    .
    نانسى آستور – (اولین زنى که در تاریخ انگلستان به مجلس عوام بریتانیاى کبیر راه یافته و این موفقیت را در پى سختکوشى و جسارتهایش بدست آورده بود) -
    روزى از فرط عصبانیت به وینستون چرچیل رو کرد و گفت:
    من اگر همسر شما بودم توى قهوه تان زهر مى ریختم.
    چرچیل (با خونسردى تمام و نگاهى تحقیر آمیز):
    من هم اگـر شوهر شما بودم مى خوردمش
    .
    .
    .
    میگن یه روز چرچیل داشته از یه کوچه باریکی که فقط امکان عبور یه نفر رو داشته… رد می شده…
    که از روبرو یکی از رقبای سیاسی زخم خورده اش می رسه…
    بعد از اینکه کمی تو چشم هم نگاه می کنن… رقیبه می گه
    من هیچوقت خودم رو کج نمی کنم تا یه آدم احمق از کنار من عبور کنه…
    چرچیل در حالیکه خودش رو کج می کرده… می گه
    ولی من این کار رو می کنم!

     
    Sir $@|eh و (حذف کاربر) این ارسال را می پسندند
  2. Sir $@|eh بابابزرگ تالار:دی

    تاریخ عضویت:
    ‏8 آگوست 2011
    ارسال ها:
    1,777
    پسندیده شده:
    843
    امتیاز دستاورد:
    68
    جنسیت:
    مرد
    احمد لطفا بیا سایز نوشته رو بزرگ کن:ایکس
     
  3. A.Shadow مدیر کل تالار مدیریت کل تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏8 آگوست 2011
    ارسال ها:
    4,593
    پسندیده شده:
    47,669
    امتیاز دستاورد:
    183
    درستش کردم:)
    این سرعت اینترنتم اینقدر پایینه این شکلکا حرکت نمیکنن واسه من:10002:
     
بارگذاری...
دیگر موضوعات مشابه - حاضر جوابی
  1. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    379
  2. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    241
  3. پاسخ ها:
    4
    نمایش ها:
    350
  4. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    252
  5. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    384
  6. پاسخ ها:
    8
    نمایش ها:
    344
  7. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    167
  8. پاسخ ها:
    4
    نمایش ها:
    225
  9. پاسخ ها:
    3
    نمایش ها:
    222
  10. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    302
  11. پاسخ ها:
    1
    نمایش ها:
    281
  12. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    201
  13. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    276