هتل های مشهد
بستن اطلاعیه
مهمان عزیز؛ سلام.
برای دریافت جدیدترین مطالب (طنز،سرگرمی و ...) به کانال پرشین بکس در تلگرام بپیوندید
لینک : @persianbax

خاطره ای در دستشویی پارک

  1. Sajjad MT گنده تالار!

    تاریخ عضویت:
    ‏17 اکتبر 2011
    ارسال ها:
    2,346
    پسندیده شده:
    2,586
    امتیاز دستاورد:
    128
    رفتم دستشویی پارک. تا تو دستشویی نشستم از دستشویی کناری صدایی شنیدم که گفت:

    سلام حالت خوبه؟

    من اصلاً عادت ندارم که تو دستشویی هر کی رو که پیدا کردم شروع کنم به حرف زدن باهاش، اما نمی دونم اون روز چِم شده بود که پاسخ واقعاً خجالت آوری دادم:

    حالم خیلی خیلی توپه.

    بعدش اون آقاهه پرسید:

    خوب چه خبر؟ چه کار می خوای بکنی؟

    با خودم گفتم، این دیگه چه سؤالی بود؟ اون موقع فکرم عجیب ریخت به هم، برای همین گفتم؛

    اُه من هم مثل خودت فقط داشتم از این جا رد می شدم...

    وقتی سؤال بعدیشو شنیدم، دیدم که اوضاع داره یه جورایی ناجور می شه، به هر ترفندی بود خواستم سریع قضیه رو تموم کنم:

    من می تونم بیام طرفای تو؟

    آره سؤال یه کمی برام سنگین بود. با خودم فکر کردم که اگه مؤدب باشم و با حفظ احترام صحبتمون رو تموم کنم، مناسب تره، بخاطر همین بهش گفتم:

    نه، الآن یه کم سرم شلوغه!

    یک دفعه صدای عصبی فردی رو شنیدم که گفت:

    ببین، من بعداً باهات تماس می گیرم. یه احمقی از دستشویی بغلی همش داره به همه سؤال های من جواب می ده!
     
    Sir $@|eh و (حذف کاربر) این ارسال را می پسندند
بارگذاری...
دیگر موضوعات مشابه - خاطره دستشویی پارک
  1. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    78
  2. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    20
  3. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    30
  4. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    59
  5. پاسخ ها:
    1
    نمایش ها:
    98
  6. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    90
  7. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    135
  8. پاسخ ها:
    5
    نمایش ها:
    201
  9. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    86
  10. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    125
  11. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    147
  12. پاسخ ها:
    13
    نمایش ها:
    357
  13. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    390
  14. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    1,340
  15. پاسخ ها:
    2
    نمایش ها:
    705