هتل های مشهد
بستن اطلاعیه
مهمان عزیز؛ سلام.
برای دریافت جدیدترین مطالب (طنز،سرگرمی و ...) به کانال پرشین بکس در تلگرام بپیوندید
لینک : @persianbax

داستان خواند نی و جذاب از اسمیت

  1. P@rtiz@n ريزه ميزه تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏3 اکتبر 2011
    ارسال ها:
    2,486
    پسندیده شده:
    8,629
    امتیاز دستاورد:
    183
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]




    یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمی گشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود. اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود.
    اسمیت پیاده شد و خودشو معرفی کرد و گفت من اومدم کمکتون کنم.
    زن گفت صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این واقعا لطف شماست .
    وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد، زن پرسید: “من چقدر باید بپردازم؟”
    و او به زن چنین گفت: “شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک کرد. همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی.
    نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!”
    ***
    چند مایل جلوتر زن کافه کوچکی رو دید و رفت تو تا چیزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده ولی نتونست بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که می بایست هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود.
    او داستان زندگی پیشخدمت رو نمی دانست و احتمالا هیچ گاه هم نخواهد فهمید. وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلار شو بیاره ، زن از در بیرون رفته بود، درحالیکه بر روی دستمال سفره یادداشتی رو باقی گذاشته بود.
    وقتی پیشخدمت نوشته زن رو می خوند اشک در چشمانش جمع شده بود. در یادداشت چنین نوشته بود: “شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام و روزی یکنفر هم به من کمک کرد، همونطور که من به شما کمک کردم اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی.
    نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!”.
    همان شب وقتی زن پیشخدمت از سرکار به خونه رفت در حالیکه به اون پول و یادداشت زن فکر می کرد به شوهرش گفت:
    “دوستت دارم اسمیت همه چیز داره درست میشه…”
    به دیگران کمک کنیم بلاخره یک جا یکی به ما کمک
    میکنه و قول بدیم که
    نگذاریم هیچ وقت زنجیر عشق به ما ختم بشه
    این داستان رو برای هر کس که دوست دارید بفرستید… نگذارید زنجیر عشق به شما ختم بشه



     
    KaShKoOl، Sir $@|eh و (حذف کاربر) این ارسال را می پسندند
بارگذاری...
دیگر موضوعات مشابه - داستان خواند جذاب
  1. پاسخ ها:
    5
    نمایش ها:
    249
  2. پاسخ ها:
    4
    نمایش ها:
    3,062
  3. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    283
  4. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    217
  5. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    249
  6. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    234
  7. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    29
  8. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    68
  9. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    249
  10. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    103
  11. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    82
  12. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    131
  13. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    77
  14. پاسخ ها:
    1
    نمایش ها:
    164
  15. پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    121