هتل های مشهد
بستن اطلاعیه
مهمان عزیز؛ سلام.
برای دریافت جدیدترین مطالب (طنز،سرگرمی و ...) به کانال پرشین بکس در تلگرام بپیوندید
لینک : @persianbax

دیالوگ های فراموش نشدنی!

شروع موضوع توسط A.Shadow , ‏8 نوامبر 2011 در انجمن خواندنی ها

  1. A.Shadow

    A.Shadow مدیر کل تالار مدیریت کل تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏8 آگوست 2011
    ارسال ها:
    4,593
    پسندیده شده:
    47,665
    امتیاز دستاورد:
    183
    محل سکونت:
    Andishe
    (بی پولی - حمید نعمت ا...)
    ایرج (بهرام رادان) به شکوه (لیلا حاتمی): همین جوری پولای من بدبختو نفله کردی ها... کلاس کنکور برم ماما بشم، پیش دکتر کرمانی برم لاغر می کنه، لاغر کنم سکه می ده به آدم، بریم دیزین با بچه ها، دلم می خواد سایت داشته باشم، قبض تلفن می اومد قد یه کباب سلطانی، بریم با بچه های وبلاگ نویس آران بیدگل، بریم اردهال سر خاک سهراب سپهری، مث بچه فنچ شونزده هفده ساله، زن گنده پا شدی رفتی قمصر کاشون جشن گلاب گیرون. اصلا می خوام بدونم الان تو این بدبختی و بی پولی، این آقای سهراب سپهری میاد ده شاهی بذاره کف دست ما؟!
    (چه کسی امیر را کشت - مهدی کرم پور)
    امیر (علی مصفا): همه آدما از وقتی دنیا میان، کلی آرزو دارن واسه خودشون که انجامش بدن... زمان می گذره تا این که می بینن ای بابا پیر شدن و به هیچ کدوم از آرزوهاشون نرسیدن... بعد همون آرزوها رو واسه بچه هاشون می کنن. شاید اونا کار نکرده پدر و مادرشونو انجام بدن... همون بچه بزرگ می شه می رسه به ۱۸ سالگی. به خودش می گه: خب من الان ۱۸ سالمه، باید یه اتفاق بزرگ رو رقم بزنم... چشم رو هم می ذاره، می بینه شده ۴۰ سالش و هیچ کاری هم انجام نداده... می دونی! بیشتر آدما زندگی می کنن که فقط بگذره... همین!
    (متولد ماه مهر -احمدرضا درویش)
    دانیال (محمدرضا فروتن): تو متولد چه سالی هستی؟
    مهتاب (میترا حجار): مهر پنجاه و هفت.
    دانیال: پس دو سال از من بزرگ تری. شناسنامه من اول جنگ سوخت... هفت سالم بود. تاریخ تولدمو از شروع جنگ نوشتن.
    (کنعان - مانی حقیقی)
    مینا (ترانه علیدوستی) به مرتضی (محمدرضا فروتن): بذار بهت بگم... من صبح که پا می شم، دلم می خواد کسی باهام حرف نزنه... می خوام از خونه که برم بیرون، کسی منتظرم نباشه که برگردم... دل کسی واسم تنگ نشه... کسی منو نخواد... می خوام تنها باشم... دو روز دیگه پا می شم، نگاه می کنم، می بینم پیر شدم، دستام خالی یه... هیچی ندارم از خودم... اگه ولم نکنی برم، دلم می پوسه اینجا مرتضی...!
    مرتضی: تو بند نمی شی اون طرف. سرت می خوره به سنگ برمی گردی.
    مینا: اینا رو نگو مرتضی. اون همه سال که آذر نبود من تک و تنها گلیم خودمو از آب کشیدم. تازه، اومدیم و نشد، لااقل حسرتش رو نمی خورم، می گم تلاشمو کردم.
    مرتضی: بی کس می شی مینا! بی کسی کم دردی نیست. من دوست دارم... عاشقتم...
    (نقاب - کاظم راست گفتار)
    نیما (پارسا پیروزفر): تو اجتماع همه کارها رو ما مردا می کنیم. همه پول ها رو ما مردا می دیم. همه سگ دو زدن ها مال ماست. هر چی سکته قلبی ها و بدبختی ها و بیچارگی ها و چک برگشت خوردن ها و زندان رفتن ها مال ماست. اون وقت جنس لطیف راحت می گه: «در طول تاریخ به ما ظلم شده. ما خواهان حقوق برابر هستیم.» حقوق برابر می خوای برو فاضلاب پاک کن. برو سوپور شهرداری شو. نصف شب خیابونا رو جارو بکش. چه طور موقع کار کردن جنس لطیف هستین ولی صحبت حقوق که می شه حقوق برابر می خواین؟
    (پری - داریوش مهرجویی)
    چه سعادتی است وقتی که برف می بارد، دانستن این که تن پرنده ها گرم است.
    (پستچی سه بار در نمی زند - حسن فتحی)
    حبیب (محمدرضا فروتن): این سال ها اون قدر آش خوردم که وقتی به فالوده می رسم، فوت می کنم.
    (مارمولک - کمال تبریزی)
    رضا (پرویز پرستویی): خدا که فقط متعلق به آدمای خوب نیست. خدا، خدای آدمای خلافکار هم هست.
    (بانو - داریوش مهرجویی)
    مریم بانو (بیتا فرهی) به محمود (خسرو شکیبایی): تو تنها کسی بودی تو زندگیم که فکر می کردم خیلی به من نزدیکی... از این که تونستم بهت تکیه بدم، احساس غرور می کردم... ولی تو هم دوام نیاوردی.... مثل همه ...دیگه از این آدما خسته شدم... باید بتونم تنهایی مو دربست قبول کنم... باهاش اخت بشم... باهاش انس بگیرم...
    (ماهی ها عاشق می شوند - علی رفیعی)
    قوطی کنسرو لوبیا و ماهی تن، یعنی نه زن، نه بچه... یعنی یه زندگی تنها... یعنی وقتی سرتو می ذاری رو بالشت تنهایی... وقتی از جات بلند می شی تنهایی... با خودت حرف می زنی... من این چیزا رو چرا برا تو می گم؟ بدو بدو دیر شد...
    (اتوبوس شب - کیومرث پوراحمد)
    مهرداد صدیقیان: شونزده سالم بود، بچه بودم. اومدم جبهه... دو روز بعد، آره فقط دو روز بعد... بازم شونزده سالم بود اما دیگه بچه نبودم...
    (گیلانه - رخشان بنی اعتماد)
    گیلانه (فاطمه معتمدآریا) به ژاله صامتی: نیش زبون مادرت هنوز رو دلمه... انگشتری تو رو که پس فرستاد، گفت اگه خودت دختر داشتی راضی می شدی یه عمر چرخ فلجی برونه؟؟؟ گفتم: بی انصاف... مگه بچه من وقتی رفت جنگ، این جور بود؟؟؟؟ سبیلش هنوز سبز نشده بود، قد داشت مث شمشاد... هزارون دختر آرزوی عروس شدن اونو داشتن... یه لب بود و هزار تا خنده...
    (جدایی نادر از سیمین - اصغر فرهادی)
    حجت (شهاب حسینی): من زندگی مو باختم حاج آقا! منو از حبس می ترسونی؟ برو از خدا بترس!
    (خیلی دور خیلی نزدیک - رضا میرکریمی)
    روحانی: این خارجی ها هم عقل شون خوب کار می کنه
    دکتر: حیف که جاشون تو جهنمه
    روحانی: نه این جورام نیست. هر چیزی دو رو داره. یه روش اون چیزیه که ما می بینیم. اما اصل اون چیزیه که تو دل آدما می گذره.
    مثلا همین کویر ظاهرش یه چیزه باطنش یه چیز دیگه. شما بهشتش رو ببین...
    (باغ های کندلوس - ایرج کریمی)
    آذر (خزر معصومی): زنا زود پیر می شن، می دونی چرا؟ چون عروسک بازی شونم جدیه، رو عمرشون حساب می شه. از دو سالگی مادرن. بعد مادر برادرشون میشن. بعد مادر شوهرشون میشن. باباشون که پا به سن می ذاره ازشون پرستاری یه مادرو می خواد. گاهی وقتا حتی مادر مادرشونم میشن. من شوهر نکردم. ولی مادر مادرم بودم، مادر پدرم بودم، مادر برادرم بودم، تازه به همه اینا بچه های به دنیا نیاورده رو هم اضافه کن، مادر اونا هم بودم.
    (گوزن ها - مسعود کیمیایی)
    وقتی می باختی باهات شریک می شدم... اما وقتی می بردی تنهات می ذاشتم...
    (حاجی واشنگتن - علی حاتمی)
    حسین قلی خان (عزت ا... انتظامی): آهو نمی شوی به این جست و خیز گوسفند.آیین چراغ خاموشی نیست. قربانی خوف مرگ ندارد، مقدر است. بیهوده پروار شدی، کم تر چریده بودی بیشتر می ماندی. چه پاکیزه است کفنت، این پوستین سفید حنا بسته، قربانی! عید قربان مبارک. دلم سخت گرفته، دریغ از یک گوش مطمئن، به تو اعتماد می کنم هم صحبت. چون مجلس، مجلس قربانیست و پایان سخن وقت ذبح تو.چه شبیه است چشم های تو به چشم های دخترم، مهرالنساء.ذبح تو سخت است برای من. اما چه کنم وقتی در این دیار اجنبی یک قصاب مسلمان آداب دان نیست.
     
    Pb.GraphisT، NIKE، Night Spirit و 7 نفر دیگر این ارسال را پسندیده اند
  2. A.Shadow

    A.Shadow مدیر کل تالار مدیریت کل تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏8 آگوست 2011
    ارسال ها:
    4,593
    پسندیده شده:
    47,665
    امتیاز دستاورد:
    183
    محل سکونت:
    Andishe
    وندي: من بايد برم تو اتاق و به اين ماجراها فكر كنم!
    تورنس: لعنتي تو يك عمر وقت داشتي به همه چيز فكر كني! با اين چند دقيقه مي خواي چيكار كني؟

    - فیلم درخشش -


    کوپالسکی : رفقا! رفقا! این قدر زود تسلیم نشین. ناسلامتی ما باید آبروی روسیه رو حفظ کنیم.
    بولیانف : خیلی خوب. پس ده دقیقه دیگه هم آبروی روسیه رو حفظ می کنیم.

    نینوچکا - ارنست لوبیچ


    آلفردو : هنوز عقلم سر جاشه. مدرکی هم می خوای؟
    سالواتوره : آره.
    آلفردو : مثلا همین الآن فیلم داره ناواضح نشون داده می شه. برو ببین.
    سالواتوره : درسته! اما چه جوری فهمیدی آلفردو؟
    آلفردو : [با لبخند] توضیحش سخته توتو...


    یک محاوره زیبا و خنده آور از وودی آلن محبوب در فیلم عشق و مرگ ( با لهجه ماندگار اصغر افضلی)
    ناپلئون: ملاقات شما برای من افتخار بزرگیه.
    وودی آلن ( در نقش دون فرانسیسکو) : نه ملاقات شما برای من افتخار بزرگیه.
    ن: نه برای من افتخار بزرگیه.
    و: نه جون شما برای من افتخار بزرگیه.
    ن: نه برای من افتخار بزرگیه.
    و: حق با شماست.برای شما افتخار بزرگتریه.
    و (رو به دیان کیتون که مثلاً خواهر دون فرانسیسکو است): شما باید خواهر دون فرانسیسکو باشید.
    ک: نه شما باید خواهر دون فرانسیسکو باشید.
    ن: نه شما باید خواهر دون فرانسیسکو باشید.
    ک: نه شما باید خواهر دون فرانسیسکو باشید.
    و: نه اون برای من افتخار بزرگیه.
    ن: مهمانان اسپانیایی ما چقدر خوش مشرب هستند.
    و: اوه بله خیلی شوخه.ک: نه خودت خیلی شوخی.

    و: نه تو خواهر دون فرانسیسکو هستی.
    خدمتکار: شام حاضره
    و: چی دارین دم پختک؟؟...



    این هم یک محاوره بین ژاله کاظمی و محمد بهره مندی


    -: جوونک... تو تا حالا تو بارون گیر کردی؟
    -: نه خانم. من رفتم تو فروشگاه.
    -: یه روز رفتی توی یه سوپر مارکت و یه بستنی خوردی.
    _: آره.
    -: شکلاتی؟
    -: نه خانم. گیلاسی.
    -:گیلاسی؟!... وای ...آب دهنمو آب انداختی.
    -:خوب دیگه خانم. بهتره من...
    -: جوونک... مرد ...جوون...جوونک...تا حالا کسی بهت گفته که قیافت مثل شاهزاده های قصه هزار و یک شبه؟ تو اینطور هستی... بیا اینجا... بیا اینجا بذار تماشا کنم... فقط می خوام یه بار ببوسمت... یه بوسه... نرم و شیرین...


    " اعدامم فردا ساعت 8 و نیم صبح بود، اما وکیلم با توجه به دوستان با نفوذی که در دستگاه قضایی داشت تلاش بسیاری انجام داد
    و طفلکی زحمت زیادی کشید تا اینکه بالاخره موفق شد نیم ساعت تخفیف بگیره و قرار شد منو ساعت 9 صبح اعدام کنن."

    وودی آلن [​IMG]- عشق و مرگ

    سریال میشل استروگف:
    روح تاتار در قلب منه. نه در لباسی که پوشیدم
    ما هر کدوم راه خودمونو ادامه دادیم. تو به مقصد رسیدی. ولی من نرسیدم. شاید من می تونستم با تو دوست باشم.
    فیلم سینمایی و سپس هیچ کس نبود:
    منتظر ما نشین. دیگه منتظر ژنرالم نشین.
    می دونم من نیستم. نمی تونم باور کنم تو باشی.
    فیلم سینمایی دشتهای سبز:
    خودتو به هر کسی عادت نده.
    خیل خوب بیا قهر نکن... بیا دیگه بچه نشو.

    یك جا هست كه باید وایستی.یك جا هم هست كه باید درری اما خدا نكنه جای این دوتا با هم عوض شه كه دیگه تا اخر عمر بدهكار خودتی (دندان مار - مسعود كیمیایی)


    4.یه چیزی میگم نه نیارین اما اره الكی هم نیارین یك سال و روز و ساعتی رو قرار میذاریم هر كی هر چی شده چه اونی كه بارش بار شده چه اونی كه بارش افتاده كه خدا كنه همه ما كار درست بیایم خلاصه یكبار دیگه دور هم جمع بشیم(ضیافت-مسعود كیمیایی)

    هلمز بعد از اینکه متوجه خطای خود می شود:هلمز: واتسون ! تو در مقابل یکی از خنگ ترین انسان های روی کره زمین وایسادی. حقشه یه مشت محکم به چونه من بزنی.واتسن: من برای این کار کاملا آماده ام ، هلمز !

    مورچه خوار در حالی که یک اتوبوس بزرگ از روی او رد شده:
    «این اتوبوس جهانگردی فقط سالی یکبار از این جا رد می شه، اون هم باید همین الان باشه»
    مورچه خوار در حالی که از گرفتن مورچه خسته و درمانده شده :
    «بیش از هفتاد هزار جور حشره توی این دنیا هست بعد من فقط باید مورچه بخورم»
    مورچه خوار داره اسپاگتی می خوره که مورچه رو هم همراش می خوره ، اما مورچه از دهنش بیرون می آد و در میره :
    «کجا رفتی مورچه ؟ همه مزه شو بردی »






     
    Sir $@|eh، sarah، killer666 و 3 نفر دیگر این ارسال را پسندیده اند
  3. killer666

    killer666 demon is back

    تاریخ عضویت:
    ‏8 آگوست 2011
    ارسال ها:
    3,313
    پسندیده شده:
    14,123
    امتیاز دستاورد:
    183
    جنسیت:
    مرد
    شغل:
    killing
    محل سکونت:
    Hell
    یه پایان تلخ بهتر از یه تلخیه بی پایانه
     
    sarah و (حذف کاربر) این ارسال را می پسندند
  4. A.Shadow

    A.Shadow مدیر کل تالار مدیریت کل تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏8 آگوست 2011
    ارسال ها:
    4,593
    پسندیده شده:
    47,665
    امتیاز دستاورد:
    183
    محل سکونت:
    Andishe
    .... لا اله الا الله .... برو کنار آبجی .... (جان وین با صدای ایرج دوستدار )

    این جمله رو وقتی میگه که می خواد از یه راهرو تنگ رد بشه اما یه زن عشوه گر نیمه برهنه عمدا" سر راهش وایساده تا جان وین بهش بخوره !

    - ظهوری : بابا بیا غذا بخور . آبگوشته. خوب چیزیه. ننه علی درست کرده.
    -قارون : نمی تونم . آخه زخم معده دارم
    علی (فردین) : زخم چی چی ؟!
    ظهوری : علی این داره چی میگه ؟
    علی: هیچی . میگه تیر خورده به معده ام سوراخ شده !!
    علی و تقی : ها ها ها ها ... عجب آدم هالویی هست این . بابا بیا غذاتو بخور اینقدر اراجیف نگو ...
    قارون: آخه نمی تونم. قند دارم. اوره دارم . چربی دارم !
    ظهوری : مرد حسابی تو که این همه چیز داری پس وضع ات باید خوب باشه. چرا می خواستی خود کشی کنی ؟!


    ----
    واقعا به اینها می گن شاهکار دوبله ؛ شاهکار ترجمه . طوری که اون حسی که کارگردان یا بازیگر می خوان به بیننده منتقل کنن نه تنها در این دوبله کمرنگ نمیشه بلکه پررنگ تر هم میشه.
    "... اگه تکون بخوری یه سوراخی وسط پیشونی ات درست کنم که یه دلیجان از توش رد بشه ! .."

    آقای اسمیت : آقا این خانم همسرِ منه. خجالت بکشید.

    گروچو مارکس: اگه این خانوم زنِ شماست، این شمایید که باید خجالت بکشید.

    یک شب در کازابلانکا ( برادران مارکس )


    اینم یه تیکه از شبی در اپرا شون :
    گروچو (خطاب به كالسكه ران) : اين نزديكترين خطري بود كه تا به حال از بيخ گوشم گذشته است! زود پولم را پس بده.
    كالسكه ران : بيخود حرف نزن. مگر اپرا را دوست نداري؟
    گروچو: دوست داشته باشم؟ شبي كه كاروسو داشت «بوهم» را در متروپوليتن مي خواند، مثل يك بچه گريه مي كردم ! اصلا اين يكي راجع به چه است؟
    كالسكه ران : يك مرد هست. او دلقك است. نامش كاينو است. يك زن زيبا دارد.
    ـ گروچو: چطوري است كه همه ي دلقك ها زنان زيبا دارند؟ من سالهاست دلقكي مي كنم و حتي يك خط تلفن ندارم !





     
    Sir $@|eh، sarah، killer666 و 3 نفر دیگر این ارسال را پسندیده اند
  5. A.Shadow

    A.Shadow مدیر کل تالار مدیریت کل تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏8 آگوست 2011
    ارسال ها:
    4,593
    پسندیده شده:
    47,665
    امتیاز دستاورد:
    183
    محل سکونت:
    Andishe
    احمقها در اکسفورد
    هاردی: ما این اقا رو کجا دیدیم؟
    استن : تو میمون فروشی


    این هم دو دیالوگ از فیلم جو بث( به گمانم از برت لنکستر بود) باصدای مرحوم ایرج ناظریان:
    اینطوری به من نگاه نکن. فکر خودت بود.
    به اطرافت نگاه کن جوزف لی. ببین خدا چی آفریده.


    هاردی: میخوام ازدواج كنملورل: با كی ؟هاردی: معلومه دیگه, با یه زن. .... مگه تو كسی رو دیدی كه با یه مرد ازدواج كنه ؟لورل: آرههاردی : كی ؟لورل: خواهرم

    سروان فرانسوی: ممکنه آب و هوای کازابلانکا برای شما گرم باشه ، سرگرد.
    سرگرد آلمانی: ما آلمان ها باید به همه نوع آب و هوایی عادت کنیم ، از روسیه گرفته تا صحرا ! ببینم در مورد پیدا کردن قاتلین مامور ما تا حالا چه اقدامی کردین ؟
    سروان: نظر به اهمیت موضوع ، افراد من همه جا ، به جای یک نفر ، دو نفر رو دستگیر می کنن !! [​IMG]
    - کازابلانکا -

    " من ... در ... دوره دولت آيزنهاور با زني آشنا بودم .... خلاصه ... رابطه جالبي بود چون ... چون مي خواستم کاري رو باهاش بکنم که آيزنهاور داشت توي اون هشت سال آخر با کشور مي کرد "
    آنی هال - وودی آلن - با صدای اصغر افضلی


    پدر:چرا اينقدر مشروب مي خوري؟چي تورو اينقدر ناراحت كرده؟
    بريك:دروغ.
    پدر:كي بهت دروغ گفته؟
    بريك:حتي يه نفرم نيست كه راست بگه.
    حسين رحماني/برل آيوز
    چنگيز جليلوند/پل نيومن
    گربه روي شيرواني داغ


    آقای رئیس جمهور ، مطمئنم اگر ما پیشدستی کنیم ، تلفاتمون خیلی ناچیزه ، نمی گم آب از آب تکون نمیخوره ، فقط می گم که فوقش بیشتر از ده یا بیست میلیون نفر کشته نمی شن .
    دکتر استرنج لاو - پیتر سلرز


    ... و خداوند عیسی را آفرید و عیسی خداوند را آفرید .... آنگاه خداوند عیسی را آفرید سپس عیسی خداوند را آفرید ... !
    آنتونی کویین در نقش کشیش قلابی در توپ های سن سباستین


    اولین خون
    حسین عرفانی به جای ریچارد کرینا مربی رامبو
    <<من نیومدم رامبو را از دست شما نجات بدم اومدم شما را از دست رامبو نجات بدم>>

    جایی برای پیرمردها نیست
    A: اگه برنگشتم به مادرم تلفن کن بگو دوستش دارم.
    B: مادرت مرده !
    A: خب پس خودم بهش میگم !












     
    Night Spirit، Sir $@|eh، sarah و 5 نفر دیگر این ارسال را پسندیده اند
  6. A.Shadow

    A.Shadow مدیر کل تالار مدیریت کل تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏8 آگوست 2011
    ارسال ها:
    4,593
    پسندیده شده:
    47,665
    امتیاز دستاورد:
    183
    محل سکونت:
    Andishe
    پاسخ : دیالوگ های فراموش نشدنی!

    جان دوو(کوین اسپیسی) : اگه بخواي توجه مردم رو جلب كني؛نميتوني فقط بزني رو شونشون، بايد با يه پتك بزني تو سرشون.
    Se7en-1995
     
    sarah، Night Spirit، Sir $@|eh و 3 نفر دیگر این ارسال را پسندیده اند
  7. Night Spirit

    Night Spirit پارازیـت مدیر ارشد تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏16 فوریه 2012
    ارسال ها:
    4,736
    پسندیده شده:
    23,100
    امتیاز دستاورد:
    183
    محل سکونت:
    اینور جهان این کشور اون شهر یه خیابون قشنگ
    پاسخ : دیالوگ های فراموش نشدنی!


    انسان ها تنها موجودات زمین هستند که ادعا می کنند خدایی هست ولی تنها موجواتی هستند که رفتارشون طوریه که انگار خدایی وجود نداره .
    2011 The Rum Diary خاطرات رم

    ---------------------

    همفری بوگارت: چشمات اذیتت میکنه؟

    لورن باکال: نه

    بوگارت: ولی پدر منو درآورده

    1946 The Big Sleep خواب بزرگ

    -------------------------------------
    تو هم مثل منی. توهم همیشه وفادار موندی.
    وفاداری چیز بدیه. وقتی وفادار می مونی همیشه تنهایی.

    1988 Cinema Paradiso سینما پارادیزو
     
    Sir $@|eh و (حذف کاربر) این ارسال را می پسندند
  8. Night Spirit

    Night Spirit پارازیـت مدیر ارشد تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏16 فوریه 2012
    ارسال ها:
    4,736
    پسندیده شده:
    23,100
    امتیاز دستاورد:
    183
    محل سکونت:
    اینور جهان این کشور اون شهر یه خیابون قشنگ
    پاسخ : دیالوگ های فراموش نشدنی!

    سه راه بیشتر نداری
    با من باشی
    با تو باشم
    یا توافق کنیم که با هم باشیم

    2009 Up بالا

    ------------

    فــرانــک اســلـیــد : ارزش بـعـضـی لـحـظـاتِ زنـدگـی بـه انـدازه ی کـل زنـدگـیه...
    Scent of a Woman 1992

     
    RAHA، A.Shadow، (حذف کاربر) و یک نفر دیگر این ارسال را پسندیده اند .
  9. killer666

    killer666 demon is back

    تاریخ عضویت:
    ‏8 آگوست 2011
    ارسال ها:
    3,313
    پسندیده شده:
    14,123
    امتیاز دستاورد:
    183
    جنسیت:
    مرد
    شغل:
    killing
    محل سکونت:
    Hell
    پاسخ : دیالوگ های فراموش نشدنی!

    نادر (پیمان معادی): معادل فارسی کلمات زیر رو بنویسید؛ نهضت.
    ترمه (سارینا فرهادی): جنبش.
    - گارانتی.
    - تضمین، ضمانت.
    - گفتم معادل فارسی نه عربی!
    - خانوممون گفته...
    - دیگه هیچ وقت این جمله رو نگو، چیزی که غلطه، غلطه؛ مهم نیست کی گفته! واسه گارانتی بنویس، پشتوانه.
    - خانوممون نمره کم میکنه ازم.
    - مهم نیست، بذار کم کنه ...
    جدایی نادر از شیرین
    ----------------------

    رضا كيانيان:اون موقع ها که خیلی جوون بودم و همه دور سفره جمع می شدیم، وقتی که غذا تموم می شد یه آه بلند می کشیدم و می گفتم: کاش غذا تموم نمی شد! کاش اولش بود! نه به خاطر غذاها...اون که همیشه بود...فقط به خاطر این جمعی که می دونستم همیشه باقی نمی مونه، ولی خب الان که همه هستیم، پس قدرشو بدونیم دیگه!؟

    ماهی ها عاشق می شوند
    ----------------------------------------
    محسن(رضا عطاران):"مامانش چیکارست؟"
    فرهاد(احمد مهرانفر):"تو دفتر قرض الحسنه کار میکنه..."
    محسن:"اِ.. چه خوب... پس میتونیم اختلاس کنیم..."
    فرهاد:"نه بابا آدمای خوبین..."
    محسن:"اونا خوبن... ما که بدیم... اختلاس میکنیم..."

    (بی خود و بی جهت -عبدالرضا کاهانی)
    -------------------------------------------
     
    A.Shadow، Sir $@|eh، (حذف کاربر) و یک نفر دیگر این ارسال را پسندیده اند .
  10. NIKE

    NIKE پکر!؟ ناظم تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏13 سپتامبر 2013
    ارسال ها:
    2,188
    پسندیده شده:
    12,917
    امتیاز دستاورد:
    183
    جنسیت:
    مرد
    شغل:
    Killer
    محل سکونت:
    JazireH
    جوکر: می دونی زخم های صورتم برای چیه؟
    من ﻳﻪ ﻫﻤﺴﺮ ﺩﺍﺷﺘﻢ، ﺯﻳﺒﺎ ﺑﻮﺩ .
    ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯﻱ ﻣﻴﮑﺮﺩ ﻭ ﻳﻪ ﻋﺎﻟﻤﻪ بدﻫﻲ ﺑﺎﻻ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩ
    ﻃﻠﺒﮑﺎﺭﺍ ﺻﻮﺭﺗﺸﻮ ﺧﻂ ﺧﻄﻲ ﮐﺮﺩﻥ
    ما پوﻟﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺟﺮﺍﺣﻴﺶ ﻧﺪﺍﺷﺘﻴﻢ ،
    ﻣﻴﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﺪﻭﻧﻪ ﮐﻪ ﺯﺧﻤﺎﺵ برای من ﺍﻫﻤﻴﺘﻲ ﻧﺪﺍﺭﻩ ،
    ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﻴﻦ ﻳﻪ ﺗﻴﻎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺗﻮ ﺩﻫﻨﻢ ﻭ
    ﺍﻳﻦ ﮐﺎﺭﻭ ﮐﺮﺩﻡ ، ﻣﻴﺪﻭﻧﻲ ﺑﻌﺪﺵ ﭼﻲ ﺷﺪ؟
    ﻧﺘﻮﻧﺴﺖ ﺍﻳﻨﺠﻮﺭﻱ منو ﺑﺒﻴﻨﻪ ﻭ ﺗﺮﮐﻢ ﮐﺮﺩ



    جـــوکـر(هـیـث لــجـر):مـیـدونـی چـرا از چـاقـو اسـتـفـاده مـیـکـنـم؟


    تـفـنـگ هـا خـیـلـی سـریـعن.بـا تـفـنـگ نـمـیـتـونـی تـمـام اون حـس طـرفـت رو درک کـنـی!

    آخـه آدم هـا تـو لـحظـه هـای آخـر نـشـون مـیـدن کـه واقـعـا کـی هـسـتـن!


    شوالیه تاریکی-کریستوفر نولان

    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

    دون ویـتـو کـورلـئـونـه(مارلون براندو): بـرای خـونـوادت وقـت مـیـذاری ؟
    جـانـی فـونـتـان: آره
    دون ویـتـو کـورلـئـونــه:خـوبـه. چـون مـردی کـه وقـت صـرف خـونـوادش نـکـنـه هـیـچ وقـت نـمـیـتـونـه یـه مــرد واقـعـی بـاشـه


    دون کورلئونه(مارلون براندو):مهم نیست که یه مرد از چه راهی پول در میاره برای من مهمه که اون مرد جلوی خانواده اش شرمنده نباشه!



    دون کورلئونه(مارلون براندو): من تمومِ زندگیم سعی کردم که بی تفاوت نباشم، زنا و بچه ها می تونن بی تفاوت باشن. ولی یه مرد نمیتونه!

    پدر خوانده-فرانسیس فورد کاپولا
     
    M.Bagheri این ارسال را می پسندد
بارگذاری...
دیگر موضوعات مشابه - دیالوگ های فراموش نشدنی
  1. M.Bagheri
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    25
  2. raul
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    48
  3. Niloofar
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    44
  4. Niloofar
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    66
  5. iman.p30club
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    172
  6. senda
    پاسخ ها:
    3
    نمایش ها:
    298
  7. NIKE
    پاسخ ها:
    1
    نمایش ها:
    152
  8. senda
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    150
  9. M.Bagheri
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    485
  10. NIKE
    پاسخ ها:
    9
    نمایش ها:
    492
  11. H A V V A
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    319
  12. Germanitor
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    186
  13. tituniom
    پاسخ ها:
    1
    نمایش ها:
    556
  14. M.Bagheri
    پاسخ ها:
    2
    نمایش ها:
    228
  15. Jason Statham
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    201