هتل های مشهد
بستن اطلاعیه
مهمان عزیز؛ سلام.
برای دریافت جدیدترین مطالب (طنز،سرگرمی و ...) به کانال پرشین بکس در تلگرام بپیوندید
لینک : @persianbax

ماجرای دانشجویانی که به جای سرود ملی...عمو سبزی فروش خوندن (واقعی)

شروع موضوع توسط M.Bagheri , ‏27 آگوست 2011 در انجمن خواندنی ها

  1. M.Bagheri

    M.Bagheri مدیر کل تالار مدیریت کل تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏8 آگوست 2011
    ارسال ها:
    21,406
    پسندیده شده:
    50,271
    امتیاز دستاورد:
    233
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    IRAN
    داستانی که در زیر نقل می شود، مربوط به دانشجویان ایرانی است که دوران سلطنت «احمدشاه قاجار» برای تحصیل به آلمان رفته بودند و آقای «دکتر جلال گنجی» فرزند مرحوم «سالار معتمد گنجی نیشابوری» برای نگارنده نقل کرد:







    چاره ای نداشتیم. همۀ ایرانی ها دور هم جمع شدیم و گفتیم ما که سرود ملی نداریم و اگر هم داریم، ما به یاد نداریم. پس چه باید کرد؟ وقت هم نیست که از نیشابور و از پدرمان بپرسیم. به راستی عزا گرفته بودیم که مشکل را چگونه حل کنیم. یکی از دوستان گفت: اینها که فارسی نمی دانند. چطور است شعر و آهنگی را سر هم بکنیم و بخوانیم و بگوئیم همین سرود ملی ما است. کسی نیست که سرود ملی ما را بداند و اعتراض کند.ما هشت دانشجوی ایرانی بودیم که در آلمان در عهد «احمد شاه» تحصیل می کردیم. روزی رئیس دانشگاه به ما اعلام نمود که همۀ دانشجویان خارجی باید از مقابل امپراطور آلمان رژه بروند و سرود ملی کشور خودشان را بخوانند. ما بهانه آوریم که عدۀ مان کم است. گفت: اهمیت ندارد. از برخی کشورها فقط یک دانشجو در اینجا تحصیل می کند و همان یک نفر، پرچم کشور خود را حمل خواهد کرد، و سرود ملی خود را خواهد خواند.







    عمو سبزی فروش! . . . بله
    سبزی کم فروش! . ... .. .. بله
    سبزی خوب داری؟ . . بله
    خیلی خوب داری؟ .. . . بله
    عمو سبزی فروش! . . . بله
    سیب کالک داری؟ .. . . بله
    زال زالک داری؟ . . . . . بله
    سبزیت باریکه؟ .. . . . . بله
    شبهات تاریکه؟ .... . . . . بله
    عمو سبزی فروش! . . . بله
    اشعار مختلفی که از سعدی و حافظ می دانستیم، با هم تبادل کردیم اما این شعرها آهنگین نبود و نمی شد به صورت سرود خواند. بالاخره من [دکتر گنجی] گفتم: بچه ها، عمو سبزی فروش را همه بلدید؟ گفتند: آری. گفتم: هم آهنگین است و هم ساده و کوتاه. بچه ها گفتند: آخر عمو سبزی فروش که سرود نمی شود. گفتم: بچه ها گوش کنید! و خودم با صدای بلند و خیلی جدی شروع به خواندن کردم: «عمو سبزی فروش... بله. سبزی کم فروش... بله. سبزی خوب داری؟ . .. . بله» فریاد شادی از بچه ها برخاست و شروع به تمرین نمودیم. بیشتر تکیۀ شعر روی کلمۀ «بله» بود که همه با صدای بم و زیر می خواندیم. همۀ شعر را نمی دانستیم. با توافق هم دیگر، «سرود ملی» به این صورت تدوین شد:



    این را چند بار تمرین کردیم. روز رژه، با یونیفورم یک شکل و یک رنگ از مقابل امپراطور آلمان، «عمو سبزی فروش» خوانان رژه رفتیم. پشت سر ما دانشجویان ایرلندی در حرکت بودند. از «بله» گفتن ما به هیجان آمدند و «بله» را با ما همصدا شدند به طوری که صدای «بله» در استادیوم طنین انداز شد و امپراطور هم به ما ابراز تفقد فرمودند و داستان به خیر گذشت
     
بارگذاری...
دیگر موضوعات مشابه - ماجرای دانشجویانی جای
  1. Real Feeling
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    67
  2. M.Bagheri
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    262
  3. ARIANA
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    167
  4. ARIANA
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    207
  5. ARIANA
    پاسخ ها:
    1
    نمایش ها:
    909
  6. senda
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    257
  7. P@rtiz@n
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    336
  8. M.Bagheri
    پاسخ ها:
    2
    نمایش ها:
    292
  9. KaShKoOl
    پاسخ ها:
    9
    نمایش ها:
    380
  10. Jason Statham
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    1,006
  11. P@rtiz@n
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    220
  12. Sajjad MT
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    220
  13. P4NISh3R
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    217
  14. P4NISh3R
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    176
  15. moghaan
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    259