هتل های مشهد
بستن اطلاعیه
مهمان عزیز؛ سلام.
برای دریافت جدیدترین مطالب (طنز،سرگرمی و ...) به کانال پرشین بکس در تلگرام بپیوندید
لینک : @persianbax

شما يادتون نمياد . . . . . . . !!!

شروع موضوع توسط A.Shadow , ‏2 ژانویه 2012 در انجمن خواندنی ها

  1. A.Shadow

    A.Shadow مدیر کل تالار مدیریت کل تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏8 آگوست 2011
    ارسال ها:
    4,593
    پسندیده شده:
    47,669
    امتیاز دستاورد:
    183
    محل سکونت:
    Andishe
    شما یادتون نمیاد تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن... آب بخوریم

    شما یادتون نمیاد شبا بیشتر از ساعت ۱۲ تلویزیون برنامه نداشت سر ساعت 12 سرود ملی و پخش می کرد و قطع می شد…. سر زد از افق…مهر خاوران !

    شما یادتون نمیاد هرکی بهمون فحش میداد کف دستمونو نشونش میدادیم میگفتیم آیینه آیینه
    ...
    شما یادتون نمیاد خط کشهائی که محکم می زدیم رو مچ دستمون دستبند می شد !

    شما یادتون نمیاد بستنی میهن رو که میگفت مامان جون بستنیش خوشمزه تره !

    شما یادتون نمیاد این بازیو پی پی پینوکیو پدر ژپتو، گُ گُ گُربه نره روباه مکار !

    شما یادتون نمیاد دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده سواد داری؟

    شما یادتون نمیاد ماه رمضون که میشد اگه کسی می گفت من روزه ام بهش میگفتیم[​IMG]تو در بیار ببینم راست میگی یا نه !

    شما یادتون نمیاد که کانال های تلویزیون دو تا بیشتر نبود، کانال یک و کانال دو !

    شما یادتون نمیاد، پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد !

    شما یادتون نمیاد، وقتی مشق مینوشتیم پاک کن رو تو دستمون نگه میداشتیم بعد عرق میکرد، بعد که میخواستیم پاک کنیم چرب و سیاه میشد و جاش میموند دیگه هر کار میکردیم نمیرفت، آخر سر مجبور میشدیم سر پاک کن آب دهن بمالیم بعد تا میخواستیم خوشحال بشیم که تمیز شد، میدیدیم دفترمون رو سوراخ کرده !

    شما یادتون نمیاد، سر صف پاهامونو ۱۸۰ درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم !

    شما یادتون نمیاد: آن مان نماران، تو تو اسکاچی، آنی مانی کَ. لا. چی !

    شما یادتون نمیاد، گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشی می کشیدیم. بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن

    شما یادتون نمیاد، صفحه چپ دفتر مشق رو بیشتر دوست داشتیم به خاطر اینکه برگه های سمت راست پشتشون نوشته شده بود ولی سمت چپی ها نو بود !

    شما یادتون نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن !

    شما یادتون نمیاد، یه زمانی به دوستمون که میرسیدیم دستمون رو دراز میکردیم که مثلا میخوایم دست بدیم، بعد اون واقعا دستش رو دراز میکرد که دست بده بعد ما یهو بصورت ضربتی دستمون رو پس میکشیدیم و میگفتیم: یه بچه ی این قدی ندیدی؟؟ (قد بچه رو با دست نشون میدادیم) و بعد کرکر میخندیدیم که کنفش کردیم !

    شما یادتون نمیاد: چی شده ای باغ امید، کارت به اینجا کشید؟؟ دیدم اجاق خاموشه، کتری چایی روشه، تا کبریتو کشیدم، دیگه هیچی ندیدم !

    شما یادتون نمیاد، با آب و مایع ظرفشویی کف درست میکردیم، تو لوله خالی خودکار بیک فوت میکردیم تا حباب درست بشه !

    شما یادتون نمیاد: به نام الله پاسدار حرمت خون شهدا، شهدایی که با خون خود درختان اسلام را آبیاری کردند. این مقدمه همه انشاهامون بود !

    شما یادتون نمیاد: انگشتر فیروزه، خدا کنه بسوزه !

    شما یادتون نمیاد، اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم رو در مینوشتن: آمدیم نبودید!!

    شما یادتون نمیاد، خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از نیشابور برن کازرون، تو کتاب تعلیمات اجتماعی !

    شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم !

    شما یادتون نمیاد، قرآن خوندن و شعار هفته (ته کتاب قرآن) سر صف نوبتی بود برای هر کلاس، بعد هر کس میومد سر صف میخواست با صوت بخونه

    شما یادتون نمیاد: گل گل گل اومد کدوم گل؟ همون که رنگارنگاره برای شاپرکها یه خونه قشنگه. کدوم کدوم شاپرک؟؟ همون که روی بالش خالهای سرخ و زرده، با بالهای قشنگش میره و برمیگرده، میره و برمیگرده.. شاپرک خسته میشه… بالهاشو زود میبنده… روی گلها میشینه… شعر میخونه، میخنده !

    شما یادتون نمیاد، اون مسلسل های پلاستیکی سیاه رو که وقتی ماشه اش رو میکشیدی ترررررررررررررترررررررررر ررر صدا میداد !

    چه شیطونی هایی می کردیم

    یادش به خیر

    یاد کودکی.......و زمان خوبم

    و همه بچه های اون موقع....

    یاد اون روزا بخیر..............
     
    sarah، killer666، (حذف کاربر) و یک نفر دیگر این ارسال را پسندیده اند .
  2. Sir $@|eh

    Sir $@|eh بابابزرگ تالار:دی

    تاریخ عضویت:
    ‏8 آگوست 2011
    ارسال ها:
    1,777
    پسندیده شده:
    843
    امتیاز دستاورد:
    68
    جنسیت:
    مرد
    شغل:
    جستن دانش ..؟
    محل سکونت:
    تهران
    احمد
    از خانه سالمندان در رفتی؟:دی:5000:
     
  3. A.Shadow

    A.Shadow مدیر کل تالار مدیریت کل تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏8 آگوست 2011
    ارسال ها:
    4,593
    پسندیده شده:
    47,669
    امتیاز دستاورد:
    183
    محل سکونت:
    Andishe
    انصافا هم من هم خودت بچه بودیم از این کارا میکردیم
    90 درصدش روکه من انجام میدادم:دی
     
  4. King Of War

    King Of War The DestroyerOf Darkness کاربر تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏14 آگوست 2011
    ارسال ها:
    445
    پسندیده شده:
    298
    امتیاز دستاورد:
    0
    محل سکونت:
    Urmia
    خیلی ممنون احمد احساساتم رو جذب کرد
    عالی بود یاد بچگی افتادم
    هی خدا......
     
    sarah، A.Shadow، (حذف کاربر) و یک نفر دیگر این ارسال را پسندیده اند .
  5. killer666

    killer666 demon is back

    تاریخ عضویت:
    ‏8 آگوست 2011
    ارسال ها:
    3,314
    پسندیده شده:
    14,140
    امتیاز دستاورد:
    183
    جنسیت:
    مرد
    شغل:
    killing
    محل سکونت:
    Hell
    احمد تو اون روحت صلوات اشکم رو دراوردی :(:گریه
     
    sarah، Sir $@|eh، (حذف کاربر) و یک نفر دیگر این ارسال را پسندیده اند .
  6. killer666

    killer666 demon is back

    تاریخ عضویت:
    ‏8 آگوست 2011
    ارسال ها:
    3,314
    پسندیده شده:
    14,140
    امتیاز دستاورد:
    183
    جنسیت:
    مرد
    شغل:
    killing
    محل سکونت:
    Hell
    یادش به خیر ....
    یه زمانی تنها دغدغه ی زندگیمون این بود که دسته ی اصلی آتاری دست ما باشه...
     
    sarah، Sir $@|eh، (حذف کاربر) و یک نفر دیگر این ارسال را پسندیده اند .
  7. Sir $@|eh

    Sir $@|eh بابابزرگ تالار:دی

    تاریخ عضویت:
    ‏8 آگوست 2011
    ارسال ها:
    1,777
    پسندیده شده:
    843
    امتیاز دستاورد:
    68
    جنسیت:
    مرد
    شغل:
    جستن دانش ..؟
    محل سکونت:
    تهران
    آره یادش بخیر:ناراحت
    بستنی آدمکی 50 تومن بود:دی
     
  8. A.Shadow

    A.Shadow مدیر کل تالار مدیریت کل تالار

    تاریخ عضویت:
    ‏8 آگوست 2011
    ارسال ها:
    4,593
    پسندیده شده:
    47,669
    امتیاز دستاورد:
    183
    محل سکونت:
    Andishe
    نه دیگه من اون موقع نبودم:دی
     
  9. Sir $@|eh

    Sir $@|eh بابابزرگ تالار:دی

    تاریخ عضویت:
    ‏8 آگوست 2011
    ارسال ها:
    1,777
    پسندیده شده:
    843
    امتیاز دستاورد:
    68
    جنسیت:
    مرد
    شغل:
    جستن دانش ..؟
    محل سکونت:
    تهران
    :دی
    جدی یادت نمیاد؟:منتظر
     
بارگذاری...
دیگر موضوعات مشابه - شما يادتون نمياد
  1. RAHA
    پاسخ ها:
    1
    نمایش ها:
    944
  2. kishisland
    پاسخ ها:
    1
    نمایش ها:
    193
  3. shima77
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    104
  4. mona39
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    105
  5. site111
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    90
  6. fnazari
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    101
  7. sanaz21
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    157
  8. M.Bagheri
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    63
  9. M.Bagheri
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    66
  10. M.Bagheri
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    38
  11. M.Bagheri
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    75
  12. minayekta833
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    90
  13. M.Bagheri
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    57
  14. M.Bagheri
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    40
  15. M.Bagheri
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    57